خرید بک لینک
تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سوداتو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزدتو دیدی هیچ وامق را که عذرا خواهد از عذرا بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی ا

برچسب: نویسنده: هیراد پاکدل تاريخ: يکشنبه 4 اسفند 1398 ساعت: 18:21

ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحراببین این بحر و کشتیها که بر هم میزنند این جا ببین عذرا و وامق را در آن آتش خلایق راببین معشوق و عاشق را ببین آن شاه و آن طغرا چو جوهر قلزم اندر شد نه پنهان گش

برچسب: نویسنده: هیراد پاکدل تاريخ: يکشنبه 4 اسفند 1398 ساعت: 18:21

صفحه بندی